الشيخ عبد الله نعمة ( مترجم : غضبان )
31
فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي )
شديدى به موضوع تسلسل و بطلان لا يتناهى و به مسئلهء دور خواهد داشت . زيرا نتيجهء تسلسل اجتماع نقيضين در يك چيز در يكزمان است . [ كندى نخستين كسى كه متعرض بطلان تسلسل و عدم تناهى شده ] نخستين كسى كه متعرض بطلان تسلسل و عدم تناهى شده - تا حدى كه مىدانيم - ابو يوسف فيلسوف كندى است كه در حدود سال 260 هجرى وفات كرد ، او براى اثبات صحت برهان خود مقدمات رياضى بديهى ارائه كرده است به اين نحو : الف ) تمام اجرامى كه هيچ قسمتى از آن بزرگتر از قسمت ديگر آن نيست متساوى هستند . ب ) تمام اجرامى كه ابعاد بين نهايتهاى آنها متساوى است ، بالفعل و بالقوه متساوى هستند . ج ) اجرامى كه داراى نهايت هستند نمىتوانند لا نهاية باشند . د ) تمام اجرامى كه متساوى هستند ، اگر جرمى بر يكى از آنها اضافه شود ، جرم حاصل بزرگتر از آن اجرام ، و بزرگتر از خودش ، پيش از آنكه جرم ديگر بر آن اضافه شود خواهد بود . ه ) هر دو جرمى كه بسيار بزرگ باشند ، اگر باهم جمع شوند ، بزرگى جرمى كه از اجتماع آنها به وجود مىآيد ، متناهى است و اين اصل در هر جرم بزرگ و در هر چيزى كه شامل جرم بزرگ است بهطور الزامى وجود دارد . و ) كوچك از هر دو شىء متجانس ، بعد بزرگتر يا بعد قسمتى از آن خواهد بود . « 1 » خلاصهء برهانى كه بر بطلان عدم تناهى ، بعد از اين مقدمات آورده ، به مراتب ذيل برمىگردد : كه اگر ما از جرمى يا از چيزى جزء معينى را جدا كنيم ، باقىماندهء آن يا متناهى است ، پس مجموع آن جرم متناهى خواهد بود ، يا متناهى نيست ، در اين صورت اگر آنچه را كه از آن در مرحلهء اول جدا كردهايم بر آن اضافه كنيم ، يا به همان حالى كه بود باقى مىماند ، يا بر آن اضافه مىشود . اگر بگوييم به حال خود باقى خواهد ماند ، و بيش از آنچه بود نشده ، كه اين نظر به موجب مقدمهء چهارم باطل است . زيرا لازمهاش اين است كه جزء چيزى به اندازهء تمام آن چيز باشد ، و اين معنى بهطور كامل غلط و بطلان آن واضح است . پس بايد بزرگتر از سابق خود شود ، و بزرگى آن به همان مقدارى است كه به آن اضافه شده ، در آن صورت متناهى خواهد بود . « 2 »
--> ( 1 ) - رسائل فلسفى كندى ، ص 114 ( 2 ) - همان كتاب ، ص 15 ؛ در مورد بطلان نامتناهى آنگونه كه متكلمان شيعه آوردهاند اجمالا بايد گفت : فلاسفه ، نامتناهى را به چهارگونه در نظر گرفتهاند : 1 . موجودات نامتناهى كه به ترتيب عليت و معلوليت يا به ترتيب وضعى در وجود مجتمعند مانند تمام موجودات عالم محسوس .